| با دست پس زدن و با پا پيش كشيدن
he refuses the bribe, but puts forth his hand
كنايه از مردد بودن و شك و ترديد داشتن در رد و يا قبول چيزي و يا موضوعي متظاهر بدبيني كه پولي به كسي به قرض داده و هنگام بازپس گرفتن بهرهاي را كه بر آن اضافه نمودهاند شرعاً نميخواهد ولي طبع مايل و آزمندش ميخواهد و بالاخره هم ميگيرد. كودكي كه شكلات تعارف شده از طرف ديگري را، مايل است بگيرد ولي از والدينش ميترسد و براي گرفتن اكراه دارد و صرف نظر هم نميكند. به جوياي كاري كه شغلي نه مناسب حال و دانش و شخصيت او ارجاع كنند. اخلاقاً مايل نيست ولي احتياج و هزينه زندگي وادار به قبولش مينمايد. لذا با دست پس ميزنند و با پا پيش ميكشند. داستان كودكي است كه به قهر شام نخورده سر زير لحاف كرده بود. ولي موقعي كه متوجه شد سهم گوشتكوبيده او را براي صبح او ميگذارند، سر بيرون آورد و گفت من كه قهرم ولي براي هر كس ميگذاريد كم است. بيشتر كار معشوقان باشد، از بام خواندن و از درب راندن. چه خوش نازيست ناز خوبرويان زديده رانده را دزديه جويان
+ نوشته شده درساعت توسط عباس باقري ريزي
|
|