اوّل آنكه: با وضو باشد"لايمسّه الا المطهرون" "جز دست پاكان بدان نرسد".((1)) دوم آنكه: به طريق ادب، با سكون و وقار نشسته باشد; رو به قبله، سر در پيش افكنده و تكيه نزده، و پاى خود را نكشيده; بلكه مانند كسى باشد كه در نزد جليل الشّأن مى نشيند. سوم آنكه: شمرده و به تأنّى بخواند.((2)) "و رتّل القرآن ترتيلا"،((3)) "قرآن را به گونه اى بخوان كه كلمات و حروفش آشكارا باشد". چهارم آنكه: گريه كند و اگر او را گريه نيايد، خود را به گريه بدارد. و از حضرت صادِ ق نقل شده است كه آن حضرت فرموده اند: "همانا قرآن توأم با حزن نازل گشته است، پس آن را با حزن بخوانيد."((4)) پنجم آنكه: اگر از ريا ايمن باشد، اندكى بلند بخواند. و اگر تواند، صداى خود را زينت دهد. و از پيامبر اكرم نقل شده است كه فرمودند: "براى هر چيز زينتى است و زينت قرآن صداى نيكو است."((5)) ششم آنكه: چون به آيه سجده رسد، سجده كند.((6)) هفتم آنكه: حق آيات را مراعات كند، بدين نحو كه: چون به آيه عذاب رسد، پناه به خدا گيرد و چون به آيه رحمت و ذكر نعيم بهشت رسد، آن را از خدا مسئلت نمايد و چون به آيه اى رسد كه مشتمل بر تسبيح يا تكبير پروردگار باشد، تسبيح و تكبير نمايد و چون به آيه دعا و استغفار رسد، دعا و استغفار نمايد. و خداوند متعال مى فرمايد: كسانى كه كتاب (قرآن) را به آنها داديم (و از روى دقت) آن را تلاوت كرده و حق تلاوتش را (كه تفكر و انديشه و عمل است، به جاى مى آورند، آنان به يقين بر اين كتاب ايمان آورده اند، و هر كس به آن كافر شود، از زيانكاران خواهد بود.((7)) هشتم آنكه: در ابتداى قرائت بگويد: "أعوذ باللّه السّميع العليم من الشّيطان الّرجيم". چرا كه خداوند متعال مى فرمايد: "هنگامى كه قرآن مى خوانى از شرّ شيطان رانده شده به خدا پناه بر.((8)) نهم آنكه: از هر سوره كه فارغ شود بگويد: "صدِ اللّه العلىّ العظيم و بلغ رسوله الكريم اللّهم أنفعنا به و بارك لنا فيه الحمد للّه ربّ العالمين".((9)) دهم آنكه: هنگامى كه قرآن خوانده مى شود، با توجّه گوش دهد و ساكت باشد.((10))
آداب باطنى تلاوت قرآن اوّل: تذكّر عظمت كلام و علوّ مرتبه قرآن، همانگونه كه خداوند متعال در قرآن مجيد مى فرمايد:"اگر اين قرآن را بر كوهى فرو مى فرستاديم، مى ديدى كه در برابر آن خاشع مى شود و از خوف خدا مى شكافد."((1)) دوّم: در وقت تلاوت، متذكر تعظيم صاحب كلام گردد و يا آورد كه آنچه مى خواند كلام بشر نيست، بلكه كلام پروردگار جهانيان است. يكى از اكابر دين، چون قرآن را از براى تلاوت گشودى، گفتى: "هذا كلام ربّى"((2)) و بيهوش گشتى. سوّم: با حضور قلب و رقّت قلب تلاوت نمايد. و از حضرت صادِ روايت شده است كه: "قارى قرآن، محتاج به سه چيز است: دلى خاشع و بدنى فارغ و مكانى خلوت ; زيرا هر گاه دل خاشع باشد، شيطان مى گريزد. و چون بدن از مشاغل فارغ باشد، دل متوجه قرآن مى شود و چون در مكان خلوت باشد، باطن او با خدا انس گيرد ; و در اين احوال ديگر بى واسطه در مناجات با پروردگار است."((3)) چهارم: تدبّر در معانى قرآن و اگر نتواند تدبّر كند مگر بر اينكه آيه را مكرّر بخواند، سزاوار آن است كه مكرّر نمايد. و حضرت امير در خطبه اى فرمودند: "در قرآن انديشه و فهم بكار بريد كه قرآن بهار دلهاست."((4)) و از حضرت صادِ منقول است كه فرمودند: "آكاه باشيد، قرائتى كه تدبّر و انديشه به همراه نداشته باشد هيچ خير و نفعى در آن نيست."((5)) پنجم: به محض تدبّر در فهم معنى ظاهر، اكتفا نكند ; بلكه سعى كند تا حقيقت معنى بر او روشن شود. و اسرار آن بر او منكشف گردد. و خود را از آنچه مانع فهم معانى قرآن است، نگاه دارد. و حضرت امير در خطبه اى فرمود: "آگاه باشيد، آنچه در گذشته واقع شده و داروى درد شما و نظم و انتظام امورتان - همه و همه - در قرآن است."((6)) ششم: هرخطابى كه در قرآن ملاحظه كند، چنان تصوّر نمايد كه خطاب به اوست و او مقصود از آن خطاب است.((7)) هفتم: از هر قصّه قرآنى پند و عبرتى بگيرد.((8)) خداوند متعال مى فرمايد: "اين قرآن، كتاب پر بركتى است كه به سورى تو فرو فرستاديم تا در آيات آن بينديشند و صاحبان مغز و انديشه از آن پند گيرند. و حضرت امير در خطبه اى فرمودند: "بدانيد هرگز راه رشد و هدايت را نمى شناسيد تا اينكه گمراهان را بشناسيد، و هرگز به عهد و پيمان قرآن وفا نمى كنيد، تا كسى را كه نقض عهد كرده و پيمان شكسته بشناسيد. و هرگز به كتاب خدا چنگ نمى زنيد، تا كسى كه آن را دور انداخته بشناسيد.((9)) هشتم:دل او متأثر شود به آثار آيات مختلفه. پس در هنگام تلاوت، به حَسَب هر آيه، حالات خوف، حزن و شادى، بهجت و بيم، اميد و دلتنگى، گشادگى از براى او حاصل شود.((10)) نهم: در تلاوت قرآن، حال او در ترقّى باشد، زيرا بر درجات تلاوت كنندگان، كه از غافلين نيستند و از مرتبه غفلت بيرون آمده اند افزوده گردد همانطور كه خداوند متعال مى فرمايد: "… و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى شود، ايمانشان فزونتر مى گردد…"((11)) دهم: پس هر گاه به آيه اى رسد كه مشتمل بر وعد و مدح نيكان باشد خود را از زمره ايشان نبيند.بلكه اهل صدِ و يقين را از اهل آن وعده شمارد. و مشتاِ باشد كه خدا او را به ايشان ملحق سازد. و چون به آيه اى رسد كه مشتمل بر مذمّت گناهكاران و مقصّرين باشد، خود را به نظر در آورد و چنان تصوّر نمايد كه خود مخاطب اين آيه است.
اين وبلاگ با نام لنجان -زرين شهر در خدمت شما دوستان عزيز مي باشد لطفا با نظرات انتقادات و پیشنهادات ارزشمندتان ما را در بهتر شدنش ياري فرماييد پذیرای تبلیغات شما دوستان گرامی هستیم منعکس کننده مشکلات و راهکارهای شما همشهریان به مسئولین محترم شهرستان لنجان - زرین شهر http://lenjan-zarrinshahr.blogfa.com/